تبلیغات
.•●๑۩کلبه ی دور افتاده۩๑●•.
.•●๑۩کلبه ی دور افتاده۩๑●•.

سلام، به کلبه ی من و عشقم خوش آمدید
بهزاد هستم دانشجوی مدیریت بازرگانی از نصف جهان
ساجدم همسفر و محبوب ابدیم دوستت دارم...قلب و جون و هستیم فدای چشم و قلب پاک تو
دوستان نظر یادتون نره، در نظرسنجی هم شرکت کنید
کلیه مطالب این وبسایت توسط خودم و معشوق ابدیم نوشته میشه و هیچ کدام کپی برداری نیست.کپی از آن به هر جهت ممنوع می باشد
"بهزاد"


دیوونتم ای عشق من

دیدن عکسهایت، شنیدن صدایت، یاد نگاههایت، تجلی لبخندهایت در ذهن خسته ام، همگی تکرار خاطره هاست !

خاطره هایی به زنگ سبز، یه شیرینی لحظه های در کنار تو بودن و به زیبایی چشمان تو ای زیباترینم !

کاش خاطره ها نیز همچون شانزدهم هر ماه تکرار می شدند، کاش دوباره چشمانم تورا می دید و به سویت دستان پر نیازم را دراز می کردم و التماس گونه احساس پاکت را می طلبیدم...

کاش روزی در نزدیکیمان باشد که دست در دست هم بگذاریم و باز از قلب هایمان برای هم بگوییم...

تو به چشمانم خیره شوی و زیر لب بگویی دوستت دارم و من در قلبم بگویم برایت میمیرم و بر زبان بگویم بی تو فردایی ندارم...با تو خوشبخت ترینم !

آری وقتی در این 13 ماه تنها 6 روز در پناه چشمان تو بودم، این روزها زیباترین روزهای عمرم بود...اگرچه دوریت کمر شکن است ولی با عشق تو زهر هم شیرین است...

دوست ندارم در دیدارت اشک پاک چشمان معصومت را نظاره گر باشم ای همه ی هستی من، دوست ندارم روز آخری در کار باشد، دوست ندارم از تو خدافظی کنم ولی شاید فعلا چاره ای نیست، باشد تا روز یکی شدن آبراهه و دریا !

دلم هوایت را کرده !

شنیدن درد دلهایت، دیدن نگاه های همراه لبخندهای زیبایت و قدم زدن در کنار تو برایم آرزوییست همیشگی...

دلم می خواهد همیشه در کنارت باشم ولی سرزمین عشق کنار هم بودن دو جسم مادی را نمی شناسد ! او مارا در آسمان ها و قلب هایمان را در هستیمان به هم پیوند داده...

پس من به همان چند لحظه در کنار تو بودن نیز قانعم...

بهترینم...

تو چه هستی و چه کردی با من که این گونه دیوانه ی تو هستم، هرچه هستی برایم همچون خدا مقدسی...حیف که زبانم از تو گفتن عاجز است !

می خواهم بگویم مثل تو در این دنیا فقط روح پاک توست و عشق بی همتای تو جز در قلب من در سرشت عاشق من است...

ای خدای من هیچگاه او را از من مگیر،او قلب من، همه ی زندگی من، تنها کسم در این دنیای بی رحم، او همه ی نیاز امروز و فردای من است...

دیدن عکسهایت، شنیدن صدایت، یاد نگاههایت، تجلی لبخندهایت در ذهن خسته ام، ترار لحظه های در کنار تو بودن است...

همیشه با آهنگ دلنشین عشق، همان آهنگی که تورا آرام می کند آرامم،

پس با همه ی آرامشم در حالی که عکس تورا در دست دارم با تمام وجود فریاد می زنم:

دوستت دارم ای عزیزترینم ای تنهاترین سرنشن کلبه ی سینه ام

دوستت دارم ای بهترینم ای همسفر لحظه هایم ساجدم...


شنبه 15 مرداد 1390 با دستان عاشق بهزاد | نظر ()

پست ثابت

به کلبه ی

"بهزاد و ساجده"

 ...خوش آمدید

تو مرا می فهمی

من تورا می خواهم

و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است

تو مرا می خوانی

من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم

...و توهم می دانی تا ابد در دل من می مانی

...فقط تو بهترینم...


سه شنبه 11 مرداد 1390 با دستان عاشق بهزاد | نظر ()

چشمات

یک نگاه، یک دنیا احساس، غوقایی درون قلب ها...

نگاهی به وسعت قلب مهربان تو، احساسی به زیبایی عشق و تو...

آغازی دیگر...

آغازی با دو قلب عاشق، به رنگ دوست داشتن، به لطافت عشق

نگاه زیبای تو مرا به اوج این باور رساند، یک باور واقعی، یک احساس دیوانگی، یک عشق ابدی...

نگاهی که ربود همه ی هستیم را وسرشت قلب و وجودی دگر، یک هستی جدید به اسم عشق !

آری درست است یک هستی دیگر به نام عشق که سرشت وجود دو همزاد را، دو دیوانه، دو سرگشته و دو تشنه را...

بهزاد و ساجده اسم هایی خواهند بود به معنی عشق، به معنی دو هجران کشیده ی عاشق...

چه بگویم، اسیر قلب پاک و مهربان تو هستم !

یک اسیر خوشبخت با یک عالمه احساس و رویاهای عاشقانه...

به عشق امروز،به انتظار فردا !

در آرزوی بدست آوردن سرزمین رویاها !

سرزمین عشق، سرزمین آرامش در دامان پاک معشوق...

آری رسیدن به تو، رسیدن و داشتن دستان ظریف و قلب پاک تو...

آرزویم زیستن، بودن و جان دادن برای تو و در آغوش پاک توست...

ای زیبای من، بهترینم، ای توصیف ناشدنی عشق من...

انتظار برایم به این معناست که خیلی دوستت دارم...

دلتنگی برایم به این معناست که دور از نفس زیستن واقعا سخت است ولی طاقتش برایم آسان؛ چون تو نیز به عشق من صبر می کنی و همین برایم کافیست...

دستانت را می بوسم و بر روی چشمانم و سپس بر روی سینه ام می گذارم و با نیرویی که قلبم می گیرد فریاد می زنم:

ای معشوق پاک و خدایی من ای ساجدم...

فریاد میزنم:

خیلی دوست دارم...

شاید اگر آرام بگویم زیباتر است ولی من می خواهم فریاد بزنم تا همه بدانند عشقی پاک در سینه دارم که ارزشش از هفت آسمان برایم بیشتر است...

اما تو برایم به این معنایی که بی تو محال است زنده باشم...

هیچ کس بی نفس زنده نیست !

زنده ام به عشق ابدیت ای بهترین...تا پای جان

به انتظار غروب نشسته ام تا آن را در کوره ی خورشید خفه کنم، غروب برایم خیلی غم انگیز است چون مرا یاد آخرین خداحافظی می اندازد، خداحافظیی که با چشمان بی مثالت التماس می کردی نرو...دور از تو کم میارم...ولی چاره ای نبود

عشق من زیبای من تا ابد با تو هستم و تا ابد به عشق تو زنده ام و منتظر روز عشقمان هستم

با آنکه دور از تو از رنگ غروب بیزارم...

ولی چون عشق تو را دارم از مرگ هم نمی ترسم، زیرا می دانم که آن لحظه از عشق تو میمیرم...

هرچه فکر می کنم داستان ما از همان یک نگاه آغاز شد و به لحظه ی مرگ نیز ختم خواهد شد...

در لابه لای این لحظه ها، احساسم را از درون قلبم حس کن و باورکن که اگر تو اولین آغاز منی، مطمین باش که آخرین لحظه ی زندگیم پایان ما نخواهد بود...

ای عشق هیچگاه پایانی در راه نیست، ما که عشق همیم؛ پس مطمینم هیچگاه جدایی در کار نیست...

دیگر سکوت بین ما معنایی ندارد !

فریاد بزن عشق من تا در سکوت عاشقانه بغض نگیرم و همراه باتو فریاد بزنم !

فریاد بزنیم تا دنیا بفهمد که دو دیوانه درون آن هرچند از هم دورند ولی فقط به عشق هم زنده اند...


یکشنبه 2 مرداد 1390 با دستان عاشق بهزاد | نظر ()



سلام، به کلبه ی من و عشقم خوش آمدید
بهزاد هستم دانشجوی مدیریت بازرگانی از نصف جهان
ساجدم همسفر و محبوب ابدیم دوستت دارم...قلب و جون و هستیم فدای چشم و قلب پاک تو
دوستان نظر یادتون نره، در نظرسنجی هم شرکت کنید
کلیه مطالب این وبسایت توسط خودم و معشوق ابدیم نوشته میشه و هیچ کدام کپی برداری نیست.کپی از آن به هر جهت ممنوع می باشد
"بهزاد"

isfbehzad@yahoo.com

شانزدهمین بهار
دیوونتم ای عشق من
پست ثابت
چشمات
...اعتراف
...تورا می خواهم
یک سال عشق و دیوانگی برای بهترین
ماه درخشان و زیبای قلب منی یکی یدونه ی امروز و فردای منی
اشک
دهمین نهال عشق

دی 1390
مرداد 1390
تیر 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388

بهزاد
ساجده

"ماتم یک خانه"
♥♫۞ حرف دل شقایق ♥♫۞
فریاد بی صدا
"عشق پاک"
خلوت گاه من و عشقم
"رقص موج"
""دلنوشته ها و آهنگ های در خواستی""
"" آ و ا ر ه و ا ژ ه ها ""
ღღامشب تمام عاشقان را دست به سر کنღღ
"H.S"
"عشقای یواشکی"
"عشق پنهان"
"خلوت دل"
"فریاد دردها"
"خنده ی من از گریه غم انگیز تر است"
"با تو بودن را زندگی دوباره می نامم"
*سیمای دختری در دوردست ها*
""شعر و ترانه همنفس""
بزرگترین سایت عشقولانه
""عشق رومانتیک""
""لالایی برای زندگی""
نازنین عاشق

"سرزمین عاشقان پاک نیت"
"روزهای طوفانی نبودنت"
"کلبه ی من و تو"
ღ♥ღ...دنیای این روزای منღ♥ღ
"پرتگاه"
"خاطرات رنگارنگ"
خاطرات

اولا شما دختری یا پسر، دوما تا حالا اسیر عشق واقعی شدین؟







بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

ساخت كد توسط بهزاد