|

دوریت بهترین بهانه است برای اشک ریختن
کاش بودی تا اشک هایم از شوق دیدار تو سرازیر می شد
کاش بودی و دست های مهربانت مرحم همه ی دلتنگی ها و نبودن هایت می شد
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می نهادم
و از غم دوریت به تو شکوِه می کردم...
و واژه ی دوستت دارم را پشت گوشت به زمزمه می شتافتم
و چشمان بی مثالت را نظاره گر میشدم
و دستان کوچک و مهربانت را بوسه می زدم
...دور از تو زندگی عذاب است...
روحم جریحه دار و قلبم غمگین
گاهی حس ازدست دادن تو به سراغم می آید
حسی که مرا به زنده ای بی جان نمود می کند
وگاهی کابوس ها به آزار قلبم سینه سپر می کنند تا جنگی در درونم ایجاد کنند
...کاش مثل قلب هایمان بودیم...
قلب هایمان سینه به سینه در آسمان نهم هستند
جایی که فقط خدا به نظاره ی آنها نشسته
نه غمی وجود دارد و نه دوری و کابوس و دلتنگی
و فقط عشق بازی قلب من با قلب پاک توست
تو خوب می دانی که چه قدر دوستت دارم و بیش ازعشق بر تو عاشقم
خوب می دانی که اگر لحظه ای به یادم نباشی زندگی برایم به انتها می رسد
واگر لحظه ای به یادت نباشم قلبم بی صدا می شود
و خوب می دانی که برای کسی جز تو چشمانم توان باریدن ندارند
و دستانم توان همراهی کسی را جز تو ندارند
و چشمانم میلی به تماشای کسی جز وجود پاک و یکرنگ تو ندارند
...انتظار....
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه ی کوتاهیست
به کوتاهی کلمه ی زجر و به زیبایی کلمه ی بی پایان عشق
در این کلمه ی شش حرفی واژه هایی نهفته که تحمل هر کدام عاشق می خواهد و دریا دل
تنهایی، چشم به راه بودن، غم، نا امیدی ، صبوری، شک و کابوس
اشک بی صدا،هق هق شبانه، افسردگی، بی خبری و دلواپسی
ومهم تر از همه دلتنگی...
برای هر کدام از این کلمات چند حرفی
که نوشتن آن آسان است باید رنج های بسیار تحمل نمود
تا فهمید و توانست درک کرد
متنفرم از این کلمه ی پر رمز و راز
از انتظار....
ولی انتظاری که برای وصال با تو باشد زیبا ترین انتظار است
چون قلب مهربانت
نگاه پر زنیازی که به هنگام دیدار یار از چشمان تو دیدم
فقط یک عاشق واقعی می فهمد!
یاد دستان پر مهر و ظریفت
صدای زیبا و دلنشین و آرام بخشت
و مهم تر ازهمه
عشق زیبا و یکتای نهفته در عروج قلب هایمان
به جسم و قلب خاکیم توان این انتظار را می دهد
پس برای رسیدن به دستان تو انتظار سخت آسان است
چون تورا دارم
کسی را که خدای مهربان به قلبم هدیه داد
دختری از جنس نور و به پاکی اشک چشمان عاشق
و با قلب و وجودی توصیف ناشدنی
تا سینه ام می تپد و نفسیست در سینه
به این عشق سجده می نهم
و خاک پای تورا بوسه می زنم و می ستایم
ای عشق بی همتایم
ای ساجدم
|